تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

و ا گو یه های یک خواب گرد

جمعه بیست و نهم آبان 1388

س

سلام

یک حرف  عاشقانه است

باید دوباره سلام کنم

به تو

سلام

یک حرف عاشقانه است

./

تو رود تو دریا تو  اقیانوس

تو زلالی

تو اسمان تو کهکشان تو بی نهایتی

تو خوبی

/./.

حالت از این حرف های بهم نمیخوره <؟

عزیزم

حال من دست خودم نیست

میدونم دست کی نیست

بگو دست کیه

کاش

میدونستیم

حالمون دست کیه

این اصلا عاشقانه نیست

 


13:41 | امین کریمی |

یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

ل

بلال داغ

بلال سرد

مهم این است که طعم لب های تو

بعد از خوردن بلال

یه چیزه دیگست

////

این روز ها دائم

چش میخورم

نه نفهمیدی

چش میخورم

بابا

چش

چش شلورام ودیروز خوردم

////

بهونه میگیری الکی

این نق نق کردنت

اخر من

دیوونه میکنه


19:47 | امین کریمی |

جمعه بیست و دوم آبان 1388

شماره شماره شماره

اصلا بحث امروز دیروز نیست

اصلا بحثی نیست

اصلا نیست ی

این بزرگ ترین بحث امروز و دیروز است

////////////////

الویه را خوردم بدون سس

و کتلت های نیم پز

و...

دروغ گفتم

 به همین راحتی

همی الویه سس داشت

هم کتلت ها پخته بودند

باید مغزم را عمل کنم

/////////////////

به نظرم

تمام اتفاقاتی که میافتند

یعنی تمام اتفاقاتی که به نظرم

می افتند

یعنی یک سری اتفاق

خوب بس که در زندگی من

اتفاق

می افتد

گاهی دو تا

یا چند تا

اتفاق

با هم

یا

بی هم

میافتند

گاهی هم نمیافتند

اما به نظر من ...

///////


14:56 | امین کریمی |

جمعه بیست و دوم آبان 1388

شماره شماره شماره

اصلا بحث امروز دیروز نیست

اصلا بحثی نیست

اصلا نیست ی

این بزرگ ترین بحث امروز و دیروز است

////////////////

الویه را خوردم بدون سس

و کتلت های نیم پز

و...

دروغ گفتم

 به همین راحتی

همی الویه سس داشت

هم کتلت ها پخته بودند

باید مغزم را عمل کنم

/////////////////

به نظرم

تمام اتفاقاتی که میافتند

یعنی تمام اتفاقاتی که به نظرم

می افتند

یعنی یک سری اتفاق

خوب بس که در زندگی من

اتفاق

می افتد

گاهی دو تا

یا چند تا

اتفاق

با هم

یا

بی هم

میافتند

گاهی هم نمیافتند

اما به نظر من ...

///////


14:48 | امین کریمی |

سه شنبه دوازدهم آبان 1388

مارش مل و

این یک برش از زندگی م ن است

این تنها یک برش است

حتما میدانی برش چیست

////

باران گرفته

دو روزی میشود

دیشب تمام مسیر پیاده رو تا خانه را

اب گرفته بود

چاله چوله ها پر شده بودند

امان

که چاله جوله های زندگی مرا اب

پر نمیکند

//////

مادر ترشی درست میکند

مادر مادر هم ترشی درست میکرد

مادر ترشی ها را به همسایه ها میدهد

مادر مادر هم همین کار را میکرد

مادر دارد پیر میشود

مادر مادر هم پیر شد

مادر مادر مرد

مادر نیز یک روز ...

چقدر غم انگیز است

این تسلسل این چرخه

این کوفت این زهر مار این مرض

لعنت به هرچی که اسمش دنیاست یا هرکی.

//////////

پ.ن:عزیز دلم گفته که مارش ملو چیه ؟خوب یه چیزی که میخوریش ولی اصلا انگار جیزی نخوردی بعد بابت باید پول بدی متنفر م از پ.ن ولی خوب عزیزی دیگه چه کنم


12:37 | امین کریمی |

دوشنبه چهارم آبان 1388

دو بیتی

در گیر دو تا فلسفه هستیم همه

بی غیرت وبی عاطفه هستیم همه

یک مشت مزخرف ادا اطواری

از عشق نگو کلافه هستیم همه


1:20 | امین کریمی |

شنبه دوم آبان 1388

سو تفاهم

پلا ها را دو تا یکی

بالا میروم

زل میزنم توی چشمهایت

لب خند میزنی دلم گرم میشود

موهایت را تاب میدهی

دلهره میگیرد تمام دلم را

میترسم

زانو هایم شل میشود

اخم میکنم

توجهی نمیکنی

بعد دلم هری میریزد

شیشه ها

شیشه ها فقط خودت را نشان میدهند

توی شب

دلم قرص میشود

مطمئن میشوم عاشقم نمیشوی

پله ها را دوتا یکی

پایین میایم


20:47 | امین کریمی |

شنبه بیست و پنجم مهر 1388

اشفتگی

و تو

هر چه بغض داری پای درخت ها ی پایین کوه رها کن

 کفش دوزک ها تشنه اند

////////////

یک دفتر صد برگ برایت دارم

هدیه ای برای تمام روز های سال

فکر میکنی بیش از اینها

کنار هم باشیم

امسال

؟

//////////

غروب

زل زده به پنجره و

تو را نگاه میکند

انگار منتظر است تو

 هم غروب

کنی

و او شب...


0:1 | امین کریمی |

شنبه بیست و پنجم مهر 1388

«برای همه... می‌میرم...».

ولادیمیر مایاکوفسکی، (زاده ۱۹ ژوئیه، ۱۸۹۳ - درگذشته ۱۴ آوریل، ۱۹۳۰) شاعر درام‌نویس فوتوریست (آینده‌گرای) انقلابی روسی در روستای بغدادی استان کوتائیسی گرجستان در قفقاز دیده به جهان گشود. وی در دوران خلاقیت و فعالیت‌های هنری یکی از استادان سبک فوتوریسم بود و همگام با خیزش‌های انقلابی در روسیه رشد یافت و پس از انقلاب بلشویکی روسیه و در دوران حکومت شوروی یکی از نام‌آورترین شاعران عصر خود بود.

این شاعر فوتوریست انقلابی روسی از سن ۱۴ سالگی به عضویت حزب بلشویک درآمد و از سال‌های قبل از انقلاب فعالیت هنری و سیاسی خود را آغاز نمود. وی در شعر روسی وزن، الفاظ، عبارات، تمثیل‌ها و استعارات تازه و بدیع پدید آورد، با دنبال نمودن سبک آینده‌گرایانه آثار خود را خلق می‌نمود ولی به همه اصول این سبک پایبند نبود و روش خاص خود را دنبال می‌کرد.

مایاکوفکسی از اتخاذ هیچ وسیله‌ای برای انتشار افکار و آثار خود باک نداشت و حتی در کوچه‌ها قدم می‌زد و برای مردم شعر می‌خواند. حکایت می‌کنند: «در سال‌های جنگی داخلی در روسیه او به جبهه‌های جنگ می‌رفت و در سنگرها اشعار خود را برای سربازان می‌خواند. مردم از اشعار او الهام گرفته، بی مهابا به جنگ می‌شتافتند. او با صدایی رسا و پرجوش و خروش در رادیو آثار خود را می‌خواند و مردم آن اشعار را فورا حفظ می‌کردند...»

از سیزده جلد میراث ادبی مایاکوفکسی، دوازده جلد آن بعد از انقلاب به وجود آمده‌است. او ادبیات منظوم و شعر را با واقعیت نزدیک کرده آن را در خدمت نیازمندی‌های معاصر گذاشت و تبدیل به سلاحی برای مبارزه در راستای اهداف خود نمود. مایاکوفکسی از اشعار کلاسیک لذت می‌برد اما بندهٔ آن‌ها نمی‌شد. او می‌گفت: هنر باید با زندگی درآمیخته بشود. یا باید در هم آمیخته شود یا باید نابود بشود.

مایاکوفکسی در سال ۱۹۳۰ به ضرب گلوله به زندگی خود پایان داد و بدین‌گونه دیده از جهان فرو بست. وی پیش از مرگ بر برگه‌ای نگاشت: «برای همه... می‌میرم...». جسد وی در گورستان بزرگان انقلاب دفن گردید. وی در شوروی بزرگ‌ترین شاعر دورهٔ انقلابی لقب گرفته بود.


0:0 | امین کریمی |

شنبه بیست و پنجم مهر 1388

ماریا ...مال من باش



ماریا
می ترسم از یاد ببرم اسمت را
به سان شاعران
که می ترسند از یاد ببرند
آن کلمه را
که زاده شد از شکنجه ی شب
آن کلمه را
که می نماید همتراز خدا
اما
همیشه به یاد خواهم داشت
جسمت را
اما
همیشه دوست خواهم داشت
جسمت را
ما
همیشه پاس خوهم داشت
جسمت را
بدان سان که سزبازی
جنگش درهم شکسته
بی کس و بی مصرف
پاس می دارد
تنها پای برجای مانده اش را

ماریا
مرا نمی خواهی ؟
مرا نمی خواهی
افسوس باید
باز بکشم بار قلبم را
با درد و با اندوه
آن سان که سگی
بازمی کشد تا لانه
اشکریزان
پایش را
که از جا کنده است قطار

..............


0:0 | امین کریمی |