مارش مل و
این یک برش از زندگی م ن است این تنها یک برش است
حتما میدانی برش چیست
////
باران گرفته
دو روزی میشود
دیشب تمام مسیر پیاده رو تا خانه را
اب گرفته بود
چاله چوله ها پر شده بودند
امان
که چاله جوله های زندگی مرا اب
پر نمیکند
//////
مادر ترشی درست میکند
مادر مادر هم ترشی درست میکرد
مادر ترشی ها را به همسایه ها میدهد
مادر مادر هم همین کار را میکرد
مادر دارد پیر میشود
مادر مادر هم پیر شد
مادر مادر مرد
مادر نیز یک روز ...
چقدر غم انگیز است
این تسلسل این چرخه
این کوفت این زهر مار این مرض
لعنت به هرچی که اسمش دنیاست یا هرکی.
//////////
پ.ن:عزیز دلم گفته که مارش ملو چیه ؟خوب یه چیزی که میخوریش ولی اصلا انگار جیزی نخوردی بعد بابت باید پول بدی متنفر م از پ.ن ولی خوب عزیزی دیگه چه کنم
12:37 | امین کریمی
|
دو بیتی
در گیر دو تا فلسفه هستیم همه
بی غیرت وبی عاطفه هستیم همه
یک مشت مزخرف ادا اطواری
از عشق نگو کلافه هستیم همه
1:20 | امین کریمی
|
سو تفاهم
پلا ها را دو تا یکی بالا میروم
زل میزنم توی چشمهایت
لب خند میزنی دلم گرم میشود
موهایت را تاب میدهی
دلهره میگیرد تمام دلم را
میترسم
زانو هایم شل میشود
اخم میکنم
توجهی نمیکنی
بعد دلم هری میریزد
شیشه ها
شیشه ها فقط خودت را نشان میدهند
توی شب
دلم قرص میشود
مطمئن میشوم عاشقم نمیشوی
پله ها را دوتا یکی
پایین میایم
20:47 | امین کریمی
|
اشفتگی
و تو
هر چه بغض داری پای درخت ها ی پایین کوه رها کن
کفش دوزک ها تشنه اند
////////////
یک دفتر صد برگ برایت دارم
هدیه ای برای تمام روز های سال
فکر میکنی بیش از اینها
کنار هم باشیم
امسال
؟
//////////
غروب
زل زده به پنجره و
تو را نگاه میکند
انگار منتظر است تو
هم غروب
کنی
و او شب...
0:1 | امین کریمی
|
«برای همه... میمیرم...».
ولادیمیر مایاکوفسکی، (زاده ۱۹ ژوئیه، ۱۸۹۳ - درگذشته ۱۴ آوریل، ۱۹۳۰) شاعر درامنویس فوتوریست (آیندهگرای) انقلابی روسی در روستای بغدادی استان کوتائیسی گرجستان در قفقاز دیده به جهان گشود. وی در دوران خلاقیت و فعالیتهای هنری یکی از استادان سبک فوتوریسم بود و همگام با خیزشهای انقلابی در روسیه رشد یافت و پس از انقلاب بلشویکی روسیه و در دوران حکومت شوروی یکی از نامآورترین شاعران عصر خود بود.
این شاعر فوتوریست انقلابی روسی از سن ۱۴ سالگی به عضویت حزب بلشویک درآمد و از سالهای قبل از انقلاب فعالیت هنری و سیاسی خود را آغاز نمود. وی در شعر روسی وزن، الفاظ، عبارات، تمثیلها و استعارات تازه و بدیع پدید آورد، با دنبال نمودن سبک آیندهگرایانه آثار خود را خلق مینمود ولی به همه اصول این سبک پایبند نبود و روش خاص خود را دنبال میکرد.
مایاکوفکسی از اتخاذ هیچ وسیلهای برای انتشار افکار و آثار خود باک نداشت و حتی در کوچهها قدم میزد و برای مردم شعر میخواند. حکایت میکنند: «در سالهای جنگی داخلی در روسیه او به جبهههای جنگ میرفت و در سنگرها اشعار خود را برای سربازان میخواند. مردم از اشعار او الهام گرفته، بی مهابا به جنگ میشتافتند. او با صدایی رسا و پرجوش و خروش در رادیو آثار خود را میخواند و مردم آن اشعار را فورا حفظ میکردند...»
از سیزده جلد میراث ادبی مایاکوفکسی، دوازده جلد آن بعد از انقلاب به وجود آمدهاست. او ادبیات منظوم و شعر را با واقعیت نزدیک کرده آن را در خدمت نیازمندیهای معاصر گذاشت و تبدیل به سلاحی برای مبارزه در راستای اهداف خود نمود. مایاکوفکسی از اشعار کلاسیک لذت میبرد اما بندهٔ آنها نمیشد. او میگفت: هنر باید با زندگی درآمیخته بشود. یا باید در هم آمیخته شود یا باید نابود بشود.
مایاکوفکسی در سال ۱۹۳۰ به ضرب گلوله به زندگی خود پایان داد و بدینگونه دیده از جهان فرو بست. وی پیش از مرگ بر برگهای نگاشت: «برای همه... میمیرم...». جسد وی در گورستان بزرگان انقلاب دفن گردید. وی در شوروی بزرگترین شاعر دورهٔ انقلابی لقب گرفته بود.
0:0 | امین کریمی
|
کافه تمدن 5 عصر
تا زمین گرد و
زمان کند و
هوا ابری نیست
حال من بهتر از این خواهد شد
من به اندازه ی تنهایی خود غمگینم
نه به اندازه قلبی که شکستم روزی
یا شبی
ناخدا گاه و یا با ترفند
ترس دارم که شاید روزی
برسد ابری وباران بزند پنجره را خیس کند
ترس دارم که زمان رام شود
باد بوی هوس صبح بگیرد دائم
تیرگی های زمین حل نشود بهتر نیست؟
مادرت گاو بزاید خوب است؟
غصه ها روی دل پر بشود حال ندارد ایا ؟
من پر از وسوسه بوسیدن
تو پر از لبخندی
من پر ابرم و انگار
نمیبارم هیچ
و چه قانون قشنگیست گناه
و چه زیباست زنا با زن بدکاره شهر
زندگی بستن دستانه اقلیت فکر
زندگی شستن یک فکر بد است
و بزاغ دهن حادثه خوردن دارد
دختر همسایه پشت این پنجره دیدن دارد
میتوان باور کرد
شاید او عاشق سنجاقک هاست
عاشق ماهی ها
عاشق بچه ی بقال سر کوچه مان
اینکه من لحن زبانم عادیست
یا که سهراب زیادی رفته
توی شعرم و کلامم یکسر
من خودم میدانم
که همه میفهمند
و به من میخنندند
و به من میگویند
"مثل سهراب نوشتی انگار"
مادرم زیبا نیست
پر از درد وغم است پر از دلتنگیست
من خودم میدانم پدرم حرف نداشت
من خودم میدانم
مادرم کفر نمیگوید هیچ
عاشق بوی پنیر است فقط
و نگاهش ترش است
مثل اخلاقه ته برج کج است
مثل دستم خالی
مادرم کفر نمیگوید هیچ
عاشق قران است
اشک هم صحبت اوست
بالشش همدردش
من ولی شک دارم
به خدا
حتی دین
به زمان یا به زمین
من خودم میدانم
درد من مصنوعیست
درد او بی پولی
درد من تکراری
درد او معمولی
ما دو تا مثل دو دیوار موازی هستیم
نرسیدیم به هم تا
هرگز
تا
هیچ
////////////////////
به دریا بزن
سیلی بزن
جیغ
لبخند
فریاد
کاری کن
دلت دارد میپوسد
////////////////
پاهایت را روی هم بی انداز
دست هایت را به هم گره کن
در(و)د دارد دلت
طغیان میکنید
هر دو
تو وبوسه هایت
سرخ میشود نگاه ابر
به جایی خیره شو و لیوان چایت را سرد سرد هورت بکش
به میز کناری خیره شو
پای چشم راست دخترکی کبود است
پای چشم تمام ادم های کافه را کبود کن و کنار دخترک پهلو بگیر
سیگارت را پک بزن بزن بزن
مثل پتک به سیگارت بزن کامت را
بخند
ذوق کن
داری خو میکنی
ب در ( و ) د
دارم
خو میکنم به تو
0:0 | امین کریمی
|
با من حرف ها نقطه میشود
دلی که میلرزد
و دستی که...
و لبهایی که روی هم میلغزد
پلکهایی که نگرانند وروی هم میافتند
همه حالتی مشوشند در ما
و ما در همجا تشویش داریم
بی انکه بخواهیم یا شاید خواسته باشیم وشاید
غبطه میخورم به تو
به تو که خدا هستی
وهیچ چیزت به ادم ها نرفته
حتی غصه خوردنت
//////////
این یک مسئله ساده است
اره تنها یک مسئله
خیلی ساده است
گاهی مسئله ها اینقدر ساده اند که فراموش میشوند
و وقتی به خاطر میاوریم که مشکلی بزرگ شده اند
///////////////////
بیا کمی همدیگر را نصیحت کنیم
من سیگار نمیکشم
تو خنده هایت را از غریبه پنهان کن
من فعل حرام انجام نمی دهم
تو لبخند هایت را حرامم نکن
من دروغ نمیگویم
تو دروغکی نخند
من داد نمیزنم
تو بلند بلند بخند
تمام مشکل من این است
لب های تو واگیر ...
گیر کردم
1:7 | امین کریمی
|
00
قلنج کرده امکمرم هم درد میکند
و دلم هم نیز
و تمام روز هایی که انگار کمرشان خورد شده
و همه ی ثانیه های روز که دلشان پیچ میزند
دلم درد میکند
یا درد دل دارم
فرقی نمیکند
این درد دارد مرا از پا در می اورد
میدانم که میتواند
میدانم
خوب هم میدانم
0:0 | امین کریمی
|
دلتنگی گاهی انقدر زیاد میشود
که کیفت را
ذهنت را
پولت را
توی تاکسی جا میگذاری
بعد مینشینی کنار جدول
و های های گریه ...
اه گریه را که جا گذاشته ای...
و عکس ساده ای که ...
و برگه ی دعای هفته
کارت اعتباری بدون اعتبار
کارت مترو هم بدون اعتبار
کارت ملی
محتوای زندگی
تمام انچه باید ونبایدی
که رفته
و
دلی که تنگ میشود مدام
برای عکس توی کیف
20:59 | امین کریمی
|